مصاحبه

ديدار خانم ابتکار با بچه‌های داروگی

دنیای سبز تر - 19 مرداد 1396   20:09
ديدار خانم ابتکار با بچه‌های داروگی


خانم ابتکار قرار مصاحبه با ماهنامه«داروگ» را گذاشته بود روز پنجشنبه که سرش خلوت باشد. ما پنج تا از بچه‌های داروگی رفتیم سازمان حفاظت محیط‌زیست. قرار ما ساعت 5/11 صبح بود. رفتیم طبقه هشتم. از آنجا چشم‌انداز پارک پردیسان با سایه روشن ابرها، خیلی قشنگ بود. به ما گفتند که خانم ابتکار جلسه‌‌ای در ریاست جمهوری داشته‌اند و کمی دیر می‌آیند. (آخه او هم رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست و هم معاون رئیس‌جمهور است.) ساعت 12 ما را به اتاق جلسه راهنمایی کردند.
در آنجا چند قفسه شیشه‌ای دیواری بود که هدیه‌هایی را که مقامات کشورهای مختلف طی چندین سال به سازمان داده بودند، در آن‌ها گذاشته بودند. ده دقیقه‌ای که آنجا منتظر بودیم، این هدیه‌ها را نگاه کردیم. گفتند خانم ابتکار دارد می‌آید. راستش اول کمی اضطراب داشتیم اما وقتی آمد و با لبخند سلام کرد و گفت :«وای چه بچه‌هایی!» احساس کردیم چند سالی است که با او دوستیم.


پینار فاضل هستم، در مدرسه رضوان درس می‌خوانم. تلاش می کنم مدرسه ما در کارهای محیط‌زیستی فعال تر شود.
 
پدرام تفنگچیان هستم، کلاس پنجم مدرسه علامه حلی. من هم دوست دارم فعالیت محیط‌‌زیستی بکنم.
 
آرش حلاج نیشابوری هستم، 10 سالمه و در کلاس پنجم مدرسه نور دانش درس می‌خوانم. قرار است با چندتا از دوستانم کار محیط‌زیستی بکنم.
 
مرجان خلیل نژاد هستم از مدرسه ابوعلی‌سینا، امسال می‌روم اول دبیرستان. یکی از پروژه‌های محیط‌زیستیمان را در ماهنامۀ «داروگ» منتشر کرده‌ایم.
 
محدثه باقری، دانش‌آموز کلاس دوم دبیرستان فدک هستم. من عضو گروهی هستم که با هم کتاب می‌خوانیم و به
محیطزیست علاقه‌مندیم.


خانم ابتکار: «خیلی خوشحالم که در جمع شما بچه‌های شاد و با صفا هستم. حتماً توجه کرده اید که اسم مدارس شما هم یک جورهایی با محیط‌زیست مرتبط است. مثلاً «فدک» نام باغ خیلی ارزشمندی در اقلیم عربستان بوده است، این باغ ابتدا به پیامبر اکرم (ص) تعلق داشت و پس از ایشان به حضرت فاطمه (س) به ارث رسید. امروز هم فدک نمادی از خیری بخشیدن و خیری دادن است.
«ابن‌ سینا» هم از دانشمندان بزرگ ماست که در زمینه‌های مختلف کار کرده است. نکته ای جالب در مورد ارتباط این دانشمند با محیط‌زیست وجود دارد که خود من هم تا چند وقت پیش نمی‌دانستم. کتاب قانون ابن سینا فصلی به نام «آلودگی هوا» دارد! آن هم در 700 سال پیش!
درواقع ابن سینا اولین کسی است که در مکتوبات علمی بشر، موضوع آلودگی هوا را آورده است. او در این کتاب شرح داده است که آلودگی هوا چیست، چطور به وجود می‌آید و چه مشکلاتی ایجاد می‌کند.
می‌رسیم به رضوان که معنی‌اش باغ بهشت است. یک داستان جالب در مورد این اسم بگویم. چند سال پیش یک خانمی معاون وزیر محیط‌زیست کشور کنیا شد که خیلی در کارش موفق بود. او به همراه سازمان‌های مردم نهاد موفق شده بود یک میلیون درخت بکارد. او می‌گفت ما همه خیلی دوست داریم و منتظریم که بعد از این دنیا به بهشت برویم اما خدا در این دنیا هم به ما بهشتی داده است که ما با تخریب محیط‌زیست این بهشت را تبدیل به جهنم می‌کنیم.
چطور انتظار داریم خدا آخرش ما را به بهشت ببرد؟!


پدرام: آره خُب. ما هم همین حرف را می‌زنیم. بعضی‌ها می‌روند زیر درخت، کنار رودخانه حالش را می‌برند، بعد یه عالمه آشغال می‌ریزند. اگر به آنها اعتراض کنی ناراحت می‌شوند.
 
خانم ابتکار: بچه‌ها در جا انداختن فرهنگ محیط‌زیست نقش مهمی دارند. روش زندگی بزرگ‌ترها در ارتباط با محیط‌زیست روش درستی نبوده است و ما باید این روش «مصرف کن، زباله تولید کن» را تغییر دهیم. بچه‌ها آیا شما برای حفاظت از محیط‌زیست به خانواده یا دوستانتان تذکر می‌دهید؟ مثلاً چه می‌گویید؟
 
آرش: هم من به پدر و مادرم تذکر می‌دهم، هم آن‌ها به من. مثلاً وقتی زباله‌ای دستمان هست تذکر می‌دهیم که مبادا یادمان برود و آن را بیندازیم زمین.
 
محدثه: من آشغال را هرجا روی زمین ببینم برمی‌دارم، این کار از گفتن و تذکر دادن مؤثرتر است. البته به دوستانم هم می‌گویم.
 
پینار: ما رفتیم کوه و یک آقایی پوست نارنگی ریخت، ما گفتیم نریز! گفت کود می‌شود. ما گفتیم درست است اما تا آن موقع کلی چهره کوه را زشت می‌کند. او گوش نداد و برای همین هم ما خودمان رفتیم و آشغال را برداشتیم.
 
خانم ابتکار: این کار او بی‌ادبانه بوده، چون بی‌احترامی به بقیه است.
 
آرش: اینها فکر می‌کنند خُب یک دونه آشغال که عیبی ندارد بندازم. بعد یکی هم که عقلش از آنها کمتر است می‌گوید این آقا انداخته، چرا من نندازم. تنبلی‌اش می‌آید. می‌گوید سطل آشغال چند متر اون طرف‌تره، اما زمین همین‌جا زیرپامه! همین «حال ندارم» ها و «ولش کن» ها باعث می‌شود که همینطور همه آشغال بریزند.
 
خانم ابتکار: بعضی وق تها میگوییم فلان چیز را دور بریز. در حالی که دور وجود ندارد. آشغال را هر کجا بیندازیم، نزدیک است چون به سمت خودمان برمیگردد. ما باید کمتر تولید کنیم. به نظرتان چطور می‌توانیم دور‌ریختنی‌ها را کم کنیم؟
 
بچه‌ها (یکصدا با هم):
- پلاستیک‌هایمان را چند بار استفاده کنیم.
- زباله‌ها را تفکیک کنیم.
- مصرف دوباره و بازیافت
- بسته‌بندی کمتر
- زندگی ساده‌تر.
 
خانم ابتکار: بله، اصلاً کمتر استفاده کنیم. چرا باید از چیزهایی استفاده کنیم که این قدر به محیط‌زیست آسیب بزند؟
 
مرجان: در مورد زبال ههای تجزی هپذیر جزو اولین پروژه‌های جابربن حیان که من با دوستانم شروع کردم،تولید پلاستیک سبز بود. یعنی پلاستیک‌هایی تولید کردیم که تجزیه‌پذیر بودند و می‌توانستند با طبیعت هم‌خوانی داشته باشند.
 
خانم ابتکار: این خیلی خوب است. اگر مواد تجزیه شوندۀ این پلاستیک ها به خاک آسیب نزند و از جنس خود خاک شود، راه حل بسیار خوبی است و یکی از راه‌حل‌های خلاص شدن از شرّ پلاستیک‌ها دقیقاً همین است وگرنه با این شکلی که ما داریم مصرف می‌کنیم، چرخه زندگی روی کره زمین را به هم می‌زنیم. ذرات میکروپلاستیک‌ها خیلی خطرناک هستند. این ذرات وارد آب دریاها می‌شوند، ماهی‌ها آنها را می‌خورند و به درون بافت‌های داخلی آنها نفوذ می‌کند. ما هم ماهی‌ها را می‌خوریم، بنابراین بافت پلاستیک وارد بدنمان می‌شود و این برای سلامت ما خیلی مضر است.
 
محدثه: یا می‌توانیم وقتی می‌رویم میوه بخریم پلاستیک‌ها را نگه داریم و باز هم با همان پلاستیک برویم و میوه بخریم.
 
خانم ابتکار: بله یا می‌شود یواش یواش سبد برد. یا سفره پارچه‌ای که در قدیم برای خرید نان استفاده می‌کردند. چون نان داغ را اصلاً نباید در پلاستیک گذاشت. روش‌های قدیمی مادربزرگ‌ها خیلی با محیط‌زیست سازگارتر از رفتار امروز ماست.
 
محدثه: این مشکلات غیر قابل حل نیست ولی باید فرهنگش جا بیفتد. مثل کشور سوئد.
 
خانم ابتکار: بله درسته. مثلاً آلودگی هوا بخش بیشترش به خاطر تنبلی ماست که می‌خواهیم با ماشین همه‌جا برویم.
 
آرش: مثلاً به جای 50 تا ماشین می‌شود سوار یک اتوبوس شد.
 
خانم ابتکار: یا پدرها با هم قرار بگذارند در یک مجتمعی که زندگی می‌کنند هرکدام در روز 4 تا دانش‌آموز را ببرند مدرسه. بچه‌ها! الآن تهران 8 میلیون و 600 هزار ماشین دارد. فکرش را بکنید، چقدر زیاد است. واقعاً باید یک چیزهایی تغییر کند.
 
مرجان: برای استفاده از وسایل نقلیه باید فرهنگ‌سازی شود، ولی الآن واقعا اتوبوس‌ها خیلی داغون، شلوغ و گرمند.
 
پینار: چرا باید هرکسی یک ماشین داشته باشد؟
 
خانم ابتکار: ماشین هم دارید آیا معاینه فنی رفته‌اید؟ آیا مطمئنید ماشینتان دارد درست کار می‌کند؟ چون اگر کسی با ماشینش محیط‌زیست را آلوده کند، مدیون مردم می‌شود.
 
پینار: مردم خیلی تنبل هستند یعنی حتماً اتوبوس باید جلوی در خانه‌شان باشد تا سوار شوند.
 
آرش: اگر هم باشه، کی حال داره کارت اتوبوس را دربیاره بذاره روی دستگاه بعدش هم بره کلی سرپا وایسه؟!
 
خانم ابتکار: راستی که تنبلی بد چیزیه، یکی از مشکلات زندگی شهری هم همین زیاد نشستن است.
 
آرش: یعنی من الآن وایسم؟
 
خانم ابتکار: شما نه. ولی برای ما که زیاد جلسه داریم، بعضی جلسات را ایستاده برگزار کنیم خیلی بهتر از نشسته است. به‌تازگی میزهایی اختراع شده که هم برای حالت نشسته و هم ایستاده تنظیم شده است. این کار برای تنظیم فشار خون بدن خیلی مفید است.
 
محدثه: مردم تنبل شده‌اند، مثلاً در کنار دریاها، خُب نمی‌شود سطل آشغال گذاشت اما چون مردم حال ندارند چند متر بروند آن طرف‌تر و حال ندارند کیسه دستشان بگیرند، آشغالها را می‌ریزند کنار ساحل.
 
خانم ابتکار: باید بچه‌ها به این افراد تذکر بدهند که خجالت بکشند.
 
پدرام: بعضی‌ها به جای اینکه خجالت بکشند، پُرروبازی درمی‌آورند یا می‌گویند به تو چه؟!
 
خانم ابتکار: شما باید با اعتماد به نفس باشید. چون این تمیزی محیط‌زیست حقتان است.
 
آرش: مثل هورالعظیم که برای استخراج نفت، گفتند باید قسمتی از آن را خشکش کنیم تا پول دربیاوریم و الآن هم مردم اهواز از دست ریزگردهای همین قسمت‌های خشک شدۀ تالاب دارند خفه می‌شوند.
 
خانم ابتکار: الآن که خوب شده و آب هورالعظیم برگشته است.
 
آرش: هورالعظیم که درست شده باشد میروند سراغ یک جای دیگه.
 
خانم ابتکار: نه ما نمی‌گذاریم چون کارمان در دولت همین است که بر استفاده از این‌جاها نظارت کنیم که قانون و مقررات رعایت شود.
 
محدثه: نکته همین است. مردم وقتی می‌بینند دولت و مقامات توجه نمی‌کنند، می‌گویند ما چرا توجه کنیم؟
 
خانم ابتکار: ما باید هرجا اشکالی هست برطرف کنیم.
 
محدثه: متأسفانه گاهی خود دولت به محیط‌زیست آسیب می‌زند. آن هم آسیب‌های خیلی بزرگ. مثلاً سد گتوند که کنار کوه نمک ساخته شده است. فکر کنم وزارت نیرو این کار را کرده، یا آلودگی‌های نفتی که همه جای کشور هست و مسئولش شرکت نفت است. مگر شما در هیئت دولت، وزیر نیرو و وزیر نفت را نمی‌بینید؟
 
خانم ابتکار: خُب ماجرای سد گتوند در دوره‌ای اتفاق افتاد که محیط‌زیست را خیلی جدی نمی‌گرفتند. آن زمان هم سازمان محیط‌زیست گفت سد را آبگیری نکنید، اما گوش نکردند. الآن قبل از ساختن هر سدی، اول ارزیابی زیست‌محیطی می‌شود و بعد اجازه ساختش را می‌دهند.
 
آرش: درباره دو تا پلنگ به نام‌های هیرکان و برکان و مرگ هیرکان در استان گلستان می‌شود توضیح بدهید؟
 
خانم ابتکار: هیرکان و برکان دو تا توله پلنگ بودند که دو سال پیش فرد ناشناسی آنها را پشت در یکی از پاسگاه‌های پارک ملی گلستان گذاشت. شاید این فرد مادرشان را شکار کرده بود یا آنها را پیدا کرده بود، هیچ‌وقت معلوم نشد چه کسی آنها را به آنجا آورد. اداره محیط‌زیست گلستان این دو توله پلنگ را نگهداری کرد. بزرگ کردن آنها کار سختی بود. چون ما می‌خواستیم آنها بزرگ بشوند و وحشی بار بیایند، نه دست‌آموز.
وقتی این پلنگ‌ها بزرگ شدند، کارشناسان گفتند هیرکان (خواهر برکان) بالاخره این آمادگی را دارد که به طبیعت برگردد. البته آنها هشدار دادند که این کار خطراتی هم دارد؛ چون این پلنگ‌ها بی‌مادر بزرگ شده‌اند و روابط اجتماعی محیط خود را بلد نیستند. یعنی نمی‌توانند با پلنگ‌های دیگر ارتباط برقرار کنند.
به هر حال قلاده الکترونیک را روی گردن هیرکان گذاشتند و آزادش کردند. 35 روز بعد هیرکان با پلنگی بزرگ‌تر از خودش درگیر می‌شود، چون به قلمرو او رفته بود پلنگ بزرگ‌تر او را می‌کشد.
 
آرش: سرنوشت برکان چه می‌شود؟
 
خانم ابتکار: برای برکان هم قرار است کمیته‌ای تشکیل شود و شرایطش را به طور کامل بررسی کند. او به محیط بزرگ‌تری منتقل می‌شود تا برای آینده‌اش بهترین تصمیم را بگیرند.
 
پدرام: راجع به دو یوزپلنگ آسیایی کوشکی و دلبر که چندبار تولید مثل ناموفق کردند هم توضیح می‌دهید؟
 
خانم ابتکار: برای آنها هم داریم کاری می‌کنیم تا بتوانند لقاح مصنوعی انجام بدهند و بچه‌دار شوند.
 
مرجان: در کشاورزی از سم‌های مختلف شیمیایی استفاده می‌کنیم که مضرند، چرا از حشراتی مثل کفشدوزک که می‌توانند آفت‌ها را بخورند استفاده نمی‌کنیم؟
 
خانم ابتکار: احسنت! این فکر به عنوان راه‌حل مبارزه بیولوژیک خیلی مورد توجه است. سمومی که در کشاورزی استفاده می‌شود ضمن اینکه جلوی آفت را می‌گیرد، عوارضی هم دارد و می‌تواند آب و خاک را آلوده کند. به همین دلیل ما باید به سمت مبارزه بیولوژیک برویم. ما حشرات مفید زیادی داریم که سموم کشاورزی آنها را از بین می‌برد، در حالی که آنها از گونه‌های مفید گرده‌افشانی هستند، مثل زنبور عسل. اگر گرده‌افشانها نباشند، درختان میوه نمی‌دهند. متأسفانه همین سموم زنبورها را هم از بین می‌برد.
 
محدثه: چرا دور درختانی که عمر طولانی دارند (مثل کاج‌های دوقلوی 200 ساله در یزد) حصار نمی‌کشند و مردم هر جور دوست دارند با آنها برخورد می‌کنند؟ از آنها بالا می‌روند، روی آنها یادگاری می‌نویسند. یک درخت هم در چابهار هست که میگویند 900 ساله است اما مردم به آن آسیب میزنند و کسی اهمیت نمی‌دهد.
 
خانم ابتکار: از بعضی درختان مانند سرو ابرکوه که 4000 ساله است، حفاظت می‌شود. الآن با نگهبان از آنها حفاظت می‌شود، اما مردم هم خودشان باید کاری کنند که به درخت آسیب نرسد. در مواردی هم که خیلی باارزشند، شهرداری و تشکل‌های مردمی در شهرهای مختلف به حفاظت از آنها کمک کنند.
 
پدرام: مردم هم باید آموزش ببینند. مثلاً همین دانش‌آموزان.
 
خانم ابتکار: قرار است در کتاب‌های درسی هم مطالبی اضافه شود تا بچه‌ها بیشتر به محیط‌زیست علاقه‌مند شوند. آموزش و پرورش گفته است دانش‌آموزان مدارس می‌توانندهفت نوع تشکل داشته باشند که یکی از آنها تشکل حامیان طبیعت است.
 
مرجان: بهتر است که آموزش محیط‌زیست مثل بقیه درس‌ها این‌گونه نباشد که امتحان و نمره در کار باشد، اگر آزاد باشد بچه‌ها بیشتر علاقه‌مند می‌شوند.
 
خانم ابتکار: امروز برای من روز بسیار خوبی بود و امیدوار شدم که فعالیت شما و امثال شما، محیط‌زیست ایران عزیزمان را نجات خواهد داد.
 

 

12