به مناسبت 21 مرداد روز دریای خزر

ارتباطات مردمی کشورهای ساحلی، ضامن حفاظت از دریای خزر

دنیای سبز تر - 21 مرداد 1396   11:06
به مناسبت 21 مرداد روز دریای خزر

ارتباطات مردمی کشورهای ساحلی، ضامن حفاظت از دریای خزر
 
21 مرداد روز دریای خزر بهانه‌ای است تا همه ساکنان اطراف این دریاچه یگانه را به حفاظت از آن فراخوانیم.

دریای خزر بزرگ‌ترین دریاچه جهان، در چند دهه اخیر دستخوش شدیدترین آسیب‌های محیط‌زیستی بوده است. تغییر ساختار اتحاد جماهیر شوروی و پیدا شدن چهار کشور مجاور خزر در همسایگی ایران به جای آن، مسایل حقوقی و  ژئوپلوتیکی جدیدی ایجاد کرد که به سود ما و به سود دریای خزر نبود. اما آنچه در چند دهه اخیر بر خزر رفت، از نظر محیط‌زیستی بسیار فاجعه‌بارتر از مسایل حقوقی آن بود.
مدیریت ضعیف محیط زیست کشورهای همسایه؛ توام با تقویت حس رقابت در بهره‌برداری از امکانات طبیعی و شیلاتی و گردشگری دریای خزر- که اغلب بدون توجه به مسایل محیط‌زیستی صورت گرفته است- و نیز گسترش پر شتاب مناسبات سوداگرانه در این کشورها (به‌ویژه ایران) به نابودی تدریجی جنگل‌ها و مراتع و آلوده‌سازی خاک و آب، در مناطق مشرف به دریای خزر، انجامیده و حجمی ویرانگر از زهرآب را با هر شاخه از رودخانه‌ها به خزر ریخته است.
آلودگی‌ رودخانه‌ها با پساب‌های خانگی، صنعتی و کشاورزی، وقتی به دریای بستۀ خزر می‌رسد، به نابودی فیتوپلانکتون‌ها و بر هم زدن هرم غذایی و چرخه طبیعی این اکوسیستم می‌انجامد. نتیجه این که حالا صید کیلکا  به خاطره تبدیل شده است.
ماهی‌های خاویاری را که زمانی ویژگی بارز این دریا بود، حالا در حوضچه‌هایی بسیار دورتر از خزر دارند در فضایی غیر عادی تکثیر می‌کنند وجمعیت فک خزر چنان کاهش یافته که صحبت از انقراض آن در میان است.
 اینها هم در اثر آلودگی‌ها و هم صید بی‌رویه و قاچاق و هم بهره‌برداری‌های غیر‌مسئولانه از منابع خزر است که هر پنج کشور هر کدام به نوعی، سهمی در آن دارند.
علیرغم تأثیر شدید آلودگی پساب‌ها، بیشترین سهم در آلودگی خزر و آسیب‌های محیط‌زیستی، به آلودگی نفتی تعلق دارد که به ویژه از ناحیه آذربایجان وارد می‌شود.
این روند ویرانگر محیط‌زیستی در خزر درحالی جریان دارد که ده‌ها سازمان و اداره و نهاد رسمی ملی و محلی در ایران و چهار کشور دیگر، پیوسته در حال سنجش و پایش و تحلیل و مطالعه و تنظیم مقررات و نظارت هستند و چنانچه در کشور خودمان می‌بینیم، مسئولان حکومتی وقتی پای صحبت در میان باشد، گوی سبقت را در حفاظت از محیط‌زیست و پاسداری از خاک و آب و جنگل می‌ربایند. اما در عمل روز به روز بیشتر شاهد تخریب جنگل‌ها و مراتع، گسترش ویلاسازی (اغلب با مشارکت مستقیم یا غیر مستقیم افراد و وابستگان اداره‌ها و نهاد‌های حکومتی) و انتشار آلاینده‌ها هستیم.
با توجه به ساختار سیاسی کشورهای همسایه و اخباری که در ارتباط با آن‌ها می‌شنویم، می‌توان گفت که آنجا هم کم و بیش در بر همین پاشنه می‌چرخد.
نفوذ سرمایه و باند‌های قدرت چنان است که در یک دورۀ چند‌ماهه در جنگل‌های گردنه حیران به اندازه یک شهر جدید ویلاسازی و ساختمان‌ چند اشکوبه از زمین می‌روید. شبیه این وضعیت در سراسر نوار ساحلی خزر و کیلومترها دورتر تا مناطق کوهستانی مشرف به خزر نیز رخ داده است و چه بسا عرصه‌های وسیع جنگلی و مرتعی که در آتش تهیۀ حمله زمین‌خواران و کوه‌خواران و دریا‌خواران، سوخته و خاکستر شده‌اند!
اگر نبود همت وافشاگری و پیگیری دوستداران محیط‌زیست، امروز آشوراده به نام گردشگری (آن هم از نوع پایدار!) جولانگاه ماشین‌های اس یو وی ویلاسازان بود و بسیاری از پروژه‌های راه‌سازی، جنگل‌ها را شخم زده بود. هم‌اکنون علیرغم مخالفت همه کارشناسان محیط‌زیست و سازمان‌های رسمی و قانونی سایه طرح انتقال آب خزر به سمنان از سر این دریا دور نشده است.
با توجه به ضعف انگیزه و ضعف مدیریت محیط‌زیستی در ساختار دولتی کشورهای پیرامون دریای خزر از طرفی و توان مؤثر افکار عمومی و نهادهای مدنی از طرف دیگر، به‌نظر می‌رسد تنها راه حفاظت از این دریا تقویت ارتباط بین نهاد‌های مدنی، تشکل‌های علمی- تخصصی و اقدامات مردمی هر پنج کشور باشد. جا دارد سمن‌های محیط‌زیستی ایران نقش ویژه‌ای در ایجاد پیوندها و تبادل تجربه و همسویی توان مردمی هر پنج کشور پیرامون دریای خزر ایفا کنند.

11
نویسنده: مرتضی تفرشی