تبعات اجتماعی و محیط‌زیستی یک سد پرهزینه

سد گتوند؛ پروژه‌ای ملی با دردسرهای مزمن محلی

دنیای سبز تر - 23 آبان 1396   07:27
تبعات اجتماعی و محیط‌زیستی یک سد پرهزینه

سد گتوند؛ پروژه‌ای ملی با دردسرهای مزمن محلی
 
پایگاه خبری جهان سبز- سارا اسلامی/ صدور یک حکم عجیب قضایی باز هم سد گتوند را خبرساز کرده است. این سد پرمناقشه، که برخی مسئولان دولتی ساخت آن را برگ زرینی در کارنامه خود می‌دانند و فعالان محیط‌زیستی، فاجعه‌ای زیست‌محیطی، سال‌هاست که به تناوب مورد توجه رسانه‌ها قرار می‌گیرد.
انتشار تصویر یک حکم قضایی در شبکه‌های مجازی، بار دیگر توجه افکار عمومی را به سوی آن جلب کرده است. این حکم به پرونده‌ای در سال 94 مربوط می‌شود و بر طی شدن همه تشریفات قانونی برای ساخت سد گتوند و نبود هیچگونه تخلفی در این زمینه، تاکید دارد.
حکم مورد نظر همچنین پیگیری‌های غیرقضایی مساله را از سوی متهم که به صورت ضمنی می‌توان آن را گفت‌وگو با رسانه‌ها در مورد تبعات اجتماعی و اقتصادی ساخت سد گتوند تعبیر کرد، برای وی ممنوع کرده است؛ چرا که قاضی آن را مصداق «تشویش اذهان عمومی، تحریک مردم علیه دولت و بدبینی مردم نسبت به مسئولان نظام مقدس جمهوری اسلامی» دانسته است؛ لازم به ذکر است فرد محکوم در این پرونده، خود را نماینده خانواده‌هایی معرفی می‌کند که ساخت سد، به آوارگی آنها منجر شده است.  

ماجرا چه بود؟
شکایت شرکت توسعه آب و نیروی ایران (به عنوان مجری سد گتوند) از «علی رادیوسفی» به بهانه گفت‌وگوی دو سال پیش وی با «خبرگزاری آنا»، صورت گرفت. متهم در آن گفت‌وگو مدعی شده بود، فردی به نام «اردشیر. ا» از ساکنان روستای گلزاری به دلیل مشکلات مالی و بیکاری خودکشی کرده و در نامه‌ای علت خودکشی خود را نداشتن شغل و از دست رفتن زندگی خانواده‌اش در اثر احداث سد دانسته بود.
پس از مدتی، مجری سد گتوند این خبر را کذب اعلام و از وی شکایت کرد. روابط عمومی شرکت توسعه آب و نیروی ایران، در آن زمان در اطلاعیه‌ای نوشت: «پس از تحقیقات از سوی مقامات قضایی، مشخص شد فرد مذکور خودکشی نکرده و از بستگان نزدیک علی رادیوسفی و ساکن مسجد سلیمان است. این فرد که فاقد هرگونه املاک در محدوده سد گتوند و منطقه آب ماهیک بوده است، هم اکنون زنده و داستان خودکشی اسکندری ساخته و پرداخته رادیوسفی بوده است.» در این اطلاعیه تاکید شده بود: «دلیل اصلی احضار رادیوسفی از سوی دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان مسجد سلیمان به خاطر انتشار اخبار کذب و تشویش افکار عمومی مبنی برخودکشی در اعتراض به ساخت سد گتوند است.»
شاکی این پروند، محمدحسین معنوی‌فر، معاون اجرایی سد و نیروگاه گتوند علیا بود.

خانه و کاشانه‌ای که بر باد رفت
ساخت و آبگیری سد گتوند، زیر آب رفتن بیش از 40 روستا از توابع مسجد سلیمان را در پی داشت. شرکت توسعه آب و نیروی ایران مدعی است «بیش از 95 درصد املاک و اراضی محدوه سد بدون هیچ گونه شکایتی به تملک دولت درآمده و ... به گونه‌ای عمل شده که در بخش تملک سد گتوند، مطابق با مفاد قانونی، مردم به حقوق خود دست یابند.» اما گروهی از ساکنان که کار و زندگی خود را از دست داده‌اند، ادعا می‌کنند با دریافت پول اندکی مجبور به ترک دیار و حاشیه‌نشینی در اطراف شهرهای بزرگ شده‌اند. برخی از روستائیان نیز به نرخ‌های تعیین شده برای خرید خانه‌ها و زمین‌های خود اعتراض کردند و حاضر به دریافت پول نشدند.
یکی از روستائیان به «جهان‌ سبز» می‌گوید: «سد گتوند زندگی و کار را از ما گرفت. مردم خانه‌ها و زمین‌هایشان را از دست دادند و به دنبال حقوق قانونی خود هستند. دولت باید طبق قوانین مربوط به تملک اراضی، پول ما را با نرخ مناسب محاسبه کند و بدهد.»
او می‌افزاید: «با آبگیری سد گتوند، خانه‌ها و زمین‌های ما به زیر آب رفت. حالا مردم در شرایط بدی زندگی می‌کنند و به امکانات لازم مثل مدرسه و امور بهداشتی دسترسی ندارند. مجبوریم از آب دریاچه مصرف کنیم که تصفیه شده نیست.»
این فرد ادامه می‌دهد: «بیشتر افرادی که مبلغ تعیین شده برای تملک املاک و اراضی را دریافت کردند، آنهایی بودند که در این منطقه زمین داشتند اما محل زندگیشان جای دیگری بود اما بیشتر کسانی که خانه و زندگیشان همین جا بود، حاضر به پذیرش آن مبلغ نشدند.»
به گفته او، فردی که خبر نادرست خودکشی او بهانه‌ای برای شکایت شرکت سازنده سد شد، واقعا اقدام به خودکشی کرده و در تماس با خانواده خود دلیل آن را بیکاری و از دست دادن خانه و زندگی اعلام کرده بود اما بعد از آنکه خود را به دریاچه انداخت، چند نفر او را دیدند و نجاتش دادند.

سدی با تبعات محیط‌زیستی
علاوه بر تاثیرات اجتماعی و اقتصادی، سد گتوند را کارشناسان و فعالان محیط‌زیست نیز یک فاجعه تلقی می‌کنند. آنها از سال‌های نخست آغاز عملیات ساخت این سد -از میانه‌های دهه 70- در مورد تبعات زیست‌محیطی آن هشدار می‌دادند.
کارشناسان معتقدند برای ساخت یکی از پرهزینه‌ترین سدهای کشور، به بستر سازند نمکی و تاثیر آن بر شوری آب کارون و اثر منفی بر کشاورزی بی‌اعتنا بوده‌اند.  
برخی از کارشناسان تاکید دارند که سازندگان این سد بدون داشتن پیوست محیط‌زیستی دست به کار زده‌اند. حتی چندی پیش عیسی کلانتری، دبیر وقت کارگروه احیای دریاچه ارومیه و رئیس کنونی سازمان حفاطت محیط‌زیست، سد گتوند را جنایتی در حق سرزمین ایران دانست که مجریان آن باید محاکمه شوند.

لزوم جایگزینی خانه و شغل
یک فعال محیط‌زیست خوزستان، با اشاره به فقر شدید مردم در مناطق اطراف سد گتوند می‌گوید: «دولت باید رویکرد خود را در طرح‌های بزرگ تغییر دهد و به تبعات و تاثیرات اجتماعی آنها برای جوامع محلی و بومی توجه بیشتری داشته باشد.»
حمیدرضا خدابخشی، در گفت‌وگو با خبرنگار «جهان سبز» می‌افزاید: «روستائیانی که در اطراف سد گتوند زندگی می‌کردند، خانه، زمین‌های کشاورزی و مراتع مورد استفاده دام‌هایشان را به دلیل آبگیری مخزن آن از دست دادند؛ در نتیجه شرایط بدی پیدا کردند و مبلغی نیز که به هر یک از آنها پرداخته شد بسیار کم بود.»
به گفته این فعال محیط‌زیست، در آیین‌نامه مربوط به تملک املاک و اراضی تاکید شده است که اگر جوامع محلی خانه و شغل خود را به دلیل اجرای طرح‌های ملی از دست بدهند باید ضمن ساخت منازل مسکونی، برای تامین معاش آنها به بهترین شکل برنامه‌ریزی شود؛ برای مثال در صورتی که دامپروری سنتی در منطقه رواج دارد، مجریان طرح باید برای روستائیان، مراکز مدرن دامداری تاسیس کنند چرا که ممکن است بخشی از مراتع برای چرای سنتی دام از بین برود.
خدابخشی می‌افزاید: «مدرن شدن دامپروری به ویژه به سود طرح‌های سدسازی است چرا که از بین رفتن پوشش گیاهی در مراتع اطراف مخزن، تاثیراتی را به دنبال دارد که می‌تواند برای مخزن آسیب‌زا باشد. همچنین اگر زمین‌های کشاورزی افراد به دلیل اجرای طرح‌های بزرگ از بین برود، باید برای معیشت جایگزین آنها برنامه‌ریزی شود؛ برای مثال می‌توان صنایع کوچک و متوسط را در محل تقویت کرد.»
او می‌گوید: «با وجود این تاکیدات قانونی، در ایران معمولا ساده‌ترین کار انجام می‌شود و آن هم قیمت‌گذاری املاک و اراضی روستائیان است، اما در این مسیر مشکلاتی وجود دارد؛ نخست آنکه مالکان بسیاری از خانه‌ها و زمین‌ها در جوامع محلی، سندی در اختیار ندارند؛ طی سالیان و به صورت سنتی یک طایفه در منطقه‌ای ساکن شده است و مردمش هیچگاه به دنبال سند نبوده‌اند در صورتی که کارشناس دادگستری ارزش‌گذاری را بر اساس سند انجام می‌دهد.»
این فعال محیط‌زیست ادامه می‌دهد: «از سوی دیگر، خانه‌های روستایی معمولا از مصالح طبیعی در دسترس و به ارزان‌ترین شکل ممکن ساخته می‌شوند برای مثال در روستاهای گتوند از قدیم شایع بوده است که افراد با استفاده از سنگ، چوب درختان، حصیر و کاهگل، برای خود سرپناه می‌ساخته‌اند. چنین خانه‌ای از نظر کارشناسان قیمت چندانی ندارد اما همین سرپناه، به علاوه یک طویله و چند حیوان، ممکن است کل زندگی یک خانواده روستایی باشد.»
خدابخشی ادعا می‌کند: «در چنین شرایطی، برخی روستائیان می‌گویند مبلغی که برای خرید هر مترمربع از خانه‌های آنها تعیین شد، کمتر از قیمت وقت یک مترمربع موکت بود! طبیعی است که کل پول دریافتی، کفاف اجاره یک خانه را در حاشیه شهرهای دیگر هم نداده باشد.»
او می‌افزاید: «بسیاری از روستائیان، حاضر به پذیرش این مبلغ نشدند اما مجریان طرح توانستند با واریز مبلغ به حساب صندوق دادگستری، املاک و اراضی آنها را تملک کنند؛ ضمن آنکه با شروع آبگیری مخزن سد، زمین‌ها و خانه‌ها زیر آب رفت و مردم ناچار به ترک محل شدند.»

بالا بودن آمار خودکشی و فقر شدید در منطقه
خدابخشی معتقد است، بی‌توجهی به تبعات اجتماعی در اجرای طرح‌های بزرگ، تالمات روحی و آسیب‌های روانی را برای جوامع محلی در پی دارد؛ به همین دلیل مطالعات مختلف نشان داده که آمار خودکشی در مناطق اطراف سد گتوند هم بالاست.   
این فعال محیط‌زیست می‌گوید: «زمانی صفت "ملی" پشت نام طرحی قرار می‌گیرد که قرار است از منافع کشور را تامین کند؛ نه اینکه بهانه‌ای برای نادیده گرفتن حقوق بومیان منطقه شود.»
او می‌گوید: «اهالی یک محل زمانی که مجبور به ترک روستای خود و حاشیه‌نشینی در شهرهای بزرگ شوند، احساس غربت می‌کنند؛ در چنین شرایطی افراد از نظر روانی لطمه می‌بییند که این امر می‌تواند برای خود آنها و منطقه جدیدی که در آن زندگی می‌کنند، آسیب‌های اجتماعی را در پی داشته باشد.»
به گفته این فعال محیط‌زیست، تبعات چنین وضعیتی با وجودی که سال‌ها از زمان ساخته شدن «سد دز» می‌گذرد هنوز ادامه دارد و همین اتفاق در مورد «گتوند» هم در حال رخ دادن است.
خدابخشی با اشاره به نفت‌خیز بودن مناطق اطراف سدگتوند و ارزش اقتصادی زیادی که خود این سد دارد، بیان می‌کند: «با وجودی که این منطقه از مواهب طبیعی و پروژه‌های بزرگ ملی بهره می‌برد، مردمش در فقر و محرومیت به سر می‌برند و شرایط زندگی آنها فاصله زیادی با استانداردهای یک زندگی روستایی دارد.»
او می‌افزاید: «تبعات ساخت این سند باعث از بین رفتن مراتع و زمین‌های کشاورزی در مناطق اطراف شده و علاوه بر خود گتوند، منطقه لالی را هم تحت تاثیر قرار داده است.»

تبعات محیط‌زیستی «گتوند» و شوری آب کارون
خدابخشی با اشاره به تبعات محیط‌زیستی ساخت سد گتوند، می‌گوید: «در اجرای بسیاری از طرح‌های بزرگ در ایران، جنبه‌های فنی و اقتصادی در اولویت قرار دارند و مطالعات زیست‌محیطی مورد توجه قرار نمی‌گیرد؛ برای مثال در ساخت یک سد، به ارزش گونه‌های گیاهی و جانواری که ممکن است پس از آبگیری از بین بروند و تاثیراتی که این امر بر اکوسیستم منطقه می‌گذارد، توجهی نمی‌شود.» ‌
این فعال محیط‌زیست بیان می‌کند: «سد گتوند، شوری رودخانه کارون را بین 25 تا 30 درصد افزایش داده است اما رقم مورد اشاره می‌توانست حتی بیش از این باشد؛ مجری طرح توانسته است تا حدودی این مشکل را کنترل کند. البته خطر اصلی تهدیدکننده مخزن سد، در صورت بروز زلزله و لرزش زمین بروز پیدا می‌کند چرا که در آن صورت ممکن است با تخریب زمین‌ها و کوه‌های اطراف و افتادن تکه‌هایی از آنها در مخزن، لایه‌های نمک ته‌نشین شده، در آب پشت سد پخش شود و آب را کاملا شور کند.»
او می‌‌افزاید: «شوری آب کارون بر کیفیت آب آشامیدنی بسیاری از شهرهای خوزستان که آب خود را از طریق این رودخانه تامین می‌کنند، اثر منفی گذاشته است.»
به گفته خدابخشی نباید به خاطر اجرای یک طرح ملی، گروهی از مردم را آواره یا درگیر مشکلات مختلف اجتماعی و محیط‌زیستی کرد و تغییر رویکرد به پروژه‌های بزرگ ضروری است؛ به این معنا که به جای تاکید صرف بر جنبه‌های اقتصادی و سازه‌ای، باید مطالعات دقیقی روی تبعات اجتماعی و زیست‌محیطی آنها -که ممکن است تا سال‌ها بعد هم ادامه داشته باشد- نیز صورت گیرد. 

00