انتقال آب دریا به فلات مرکزی؛ سراب یا کلید حل مشکلات؟

دنیای سبز تر - 25 اردیبهشت 1397   16:43
پایگاه خبری جهان سبز- البرز ملیحی- با تشدید بحران و کمبود آب به ویژه در استان های کویری کشور، بار دیگر زمزمه‌های طرح انتقال آب دریا به این مناطق شنیده می‌شود. با توجه به خشکسالی‌های شدید برخی از استان‌ها مانند سیستان و بلوچستان، کرمان، یزد و خراسان رضوی این بار جدی‌تر از هر بار از لزوم انتقال آب به این مناطق سخن به میان آورده می‌شود. روز گذشته نیز معاون دریایی سازمان حفاظت محیط زیست از طرح‌های مطالعاتی برای انتقال آب از دریای عمان به فلات مرکزی خبر داده و بیان داشته بود که شیرین سازی و انتقال آب از دریای عمان تاثیرات منفی کمتری نسبت به انتقال آب از خلیج فارس و دریای خزر خواهد داشت.


شیرین سازی و آوردن آب به کویر ایران آرزوی دیرینه بسیاری از مسئولان و سیاست‌گذران بوده است. دهه­ ها ست که انتقال آب دریا به عنوان کلید باغ بهشت در مناطق کویری تبلیغ می‌شود. به ویژه اکنون با خشکسالی‌های متوالی در این بخش از کشور، این تبلیغات را توجیه‌پذیر‌تر از گذشت نشان می‌دهد. در مقابل بسیاری از کارشناسان از ابتدا به دلیل پیامد‌های نامطلوب محیط زیستی این گونه طرح‌ها هشدار داده بودند. آلودگی‌ها و اثرات منفی شیرین سازی آب دریا که فشار زیادی بر محیط زیست دریا وارد خواهد کرد اولین موضع منتقدانه مخالفان این طرح‌ها بوده است. گویا این اولین مشکل با نظر کارشناسی مسئولان سازمان محیط زیست که در ابتدای این یادداشت آورده شد حل شده است.


با فرض حل این مشکل و فرض کار کارشناسی برای به حداقل رساندن تبعات سوء ناشی از شیرین سازی آب دریا، آیا برای انجام چنین پروژه عظیمی، مطالعات برای شناسایی و برآورد میزان اثرات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی طرح شده است؟ به فرض آنکه مشکلات محیط زیستی در مبدا انتقال آب را به حداقل و میزان قابل قبول رساندیم، آیا در رابطه با اثرات محیط زیستی طرح در مقصد این آب مطالعاتی صورت گرفته است؟ اثرات اقتصادی و اجتماعی این انتقال آب در شهر‌های مقصد چگونه خواهد بود؟
با توجه به هزینه‌های بالای اجرای این گونه پروژه‌ها شاید پرسش نخستین باید این باشد که آیا راهکار‌های دیگر که کم هزینه‌تر و بومی‌‌تر برای مناطق کم آب باشد وجود نداشته است؟ در کدام یک از مقاصد انتقال آبِ دریا شیوه‌های کشاورزی اصلاح و بهره‌ور شده، پساب‌های شهری، کشاورزی و صنعتی تصفیه شده و دوباره به مصرف می‌رسند؟ در یک کلام در کجا مدیریت مصرف صورت گرفته است؟ هنگامی که هنوز در مقاصد کویری هدر رفت بالای آب را در همه مصارف شاهد هستیم، در جایی که متوسط تبخیر آب در آن بیش از یک متر است، لوله‌گذاری در طول صد‌ها و بلکن هزاران کیلومتر  و پمپاژ چند صد متری آب چگونه از نظر اقتصادی توجیه می‌شود؟ کدامین صنعت در دل کویر ایران این میزان ارزش افزوده تولید می‌کند که این میزان از هزینه و انرژی را برای پمپاژ آب به آن مصرف کنیم؟
شاید تمامی پرسش‌ها و نگرانی‌های گفته شده به صورت کارشناسی پاسخ داده شده و این طرح‌ها توجیه اقتصادی و اجتماعی داشته باشد. در این صورت باید گفت که گام نخست مسئولان و متولیان این پروژه پاسخ دقیق و کارشناسی به این قبیل پرسش هاست که باید با شفافیت مردمی را که از جیب آنان مخارج عظیم اینگونه پروژه‌ها تامین می‌شود اقناع کنند. تبلیغاتی که موافقان این ابرپروژه عموما بیان می‌کنند با نمایش و تاکید بر وضعیت بحرانی مردمان حاشیه کویر، و بیان این مطلب است که تنها راه برون رفت از وضعیت فعلی انتقال آب شیرین شده دریا به این مناطق خواهد بود. آنچه که مایه نگرانی کنشگران محیط‌زیستی می‌شود تکرار نتایج پروژه‌های انتقال آب کارون به فلات مرکزی است. پروژه‌هایی که نه تنها سرشاخه‌های کارون که کام خود کویر را هم تشنه‌تر کرده و تنها به کام پیمانکاران این پروژه‌ها شیرین آمده است. آری این بار هم این نگرانی است که بر خلاف تبلیغات صورت گرفته چنین پروژه عظیم اقتصادی تنها دلخواه برخی سیاست‌گذاران و شرکای پیمانکارشان باشد.



00